دست نوشته های یک مادر
اولین خوابت
ن : محمد طه ت : ۱۳٩٢/٩/۱٦ ز : ۱:٤٩ ‎ب.ظ | +

دیروز صبح که از خواب بلند شدی بر عکس همیشه که سلام میکردی  و میگفتی مامان دیگه شب شده !! بلند شو ، سراسیمه رفتی توی اتاقت..در حالیکه بلند بلند میگفتی :بله بابا علی اومدم..

هاج و واج مانده بودم..گفتم طه جان بابا علی که خونه ما نیست ..خونه خودشونه..

اما تو همچنان برای پیدا کردنش به همه جا سر زدی ..بی تفاوت به حرف من ..حتی پشت در درستشویی هم رفتی تا پیدایش کنی..

دوباره که اصرار مرا دیدی مصمم و عاقل اندر سفیه نگاهم کردی و گفتی:

خودش صدام کرد، گفت طه بیا بابایی..

و بعد سریع ادامه دادی: آهان ..شاید خواب دیدم...

این اولین خواب تو بود که برای من تعریف شد ،نصفه و نیمه..

مبارکت باشد پسرجان..(آیکون یک مادر خوشحال از اولین تعریف خواب پسرش!!!!!!!)

راستی رسم بابا امین است که هر شب قبل ازخواب از تو می پرسد امشب دوست داری خواب  چی ببینی؟

یک شب میگویی دریا ، آسمون،جنگل،کلاغ،امام رضا ،شیرکاکائو ، این روزها هم که کلاه قرمزی..

خیر است ، به قول آدمهای طناز خوابهای رنگی ببینی گلکم ، شیرین مثل عسل.

 


کلمات کلیدی :مادرانه
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by mtaha
This Template  By Theme-Designer.Com