دست نوشته های یک مادر
روزها میگذرد...
ن : محمد طه ت : ۱۳٩٢/۱٠/٧ ز : ۱:٥٧ ‎ب.ظ | +

روزهایی که خیلی ناتوان بودی و کوچک تمام شدند ..خیلی زود..بدون اینکه حتی فرصت

کنم تمام ثانیه هایش را لمس کنم..

خیلی از عکس ها را حالا که میبینم اصلا یادم نمیاید اون روزهایت را..

خیلی خوشحالم که مثل یک عکاس حرفه ای همه جا دورینم دنبالم بود..همه ولین ها را

تقریبا ثبت کردم..حتی بعضی وقتها نگاه های تمسخر آمیزی هم بود که نصیب من و بابا

میشد..مثل اولین باری که با هم رفتیم میوه فروشی..(این را گفتم که تا آخر داستان را

بخوانی) و خب حالا با دیدنشان کلی ذوق میکنم.. و البته که یکی از تفریح های این

روزهایت این است: مامان کوچولو بودم رو میزاری...

حالا حسابی به قول خودت مرد شده ای..آقا شده ای..

گاهی به کارها و حرفهایت که دقیق میشوم میفهمم که چقدر زود داری مستقل میشوی..

چه عجله ای داری آخر مادر جان..

انقدر وقت داری که مستقل شوی..

خودت در یخچال را باز میکنی و مثل صخره نوردهای حرفه ای خوراکی مورد علاقه ات را

برمیداری

خودت طعم ژله ای را که دوست داری انتخاب میکنی..درست با این کلمه: مامان بزار

خودم انتخاب کنم..

کنارم مینشینی و دست روی سرم می کشی و فیلم هم با من نگاه میکنی..

طه جانم..

یعنی دنیا انقدر تند تند دارد میرود..انقدر تند که من حتی فرصت نمیکنم بزرگ شدنت را

با تمام وجودم حس کنم..

به حرحال چه من بخواهم و چه نخواهم روزها پشت سر هم می آیند..

گاهی یادم میرود که روزهای امروز و حال و هوای من و تو با هم همان آرزوهای دیروزم

هستند که انقدر زود به بار نشسته اند..

راستی ممنونم که بی بهانه بوسم میکنی و بعد با چشمهای سیاهت منتظر دیدن

عکس العمل من هستی..

عکس العمل من اما یه دنیا لذت است و زندگی و عشق..لذتی که هیچ وقت

نمیفهمی..به دل نگیر..خب مادر که نمیشوی عسلکم...

بی ربط نوشت:

این روزها گل پسر ما یک بازی اختراع کرده به نام شاستینگال..(البته اگر درست متوجه

شده باشم..)

کف یک دستش را مثل تبلت نگه میدارد و با دست دیگر مدام مثل کار با یک وسیله اندروید مشغول بازی میشود..

به همین سادگی و به همین کم خرجی...

 اینجا برای اولین بار به زحمت  و بادست گرفتن  به کابینت استادی..

برای اولین بار دانه ریختی برای کبوتران امام رئوف..

راستی ایکاش باشم و خیلی از روزهای خوبت را ببینم..

اولین روز مدرسه رفتنت..دانشگاه رفتنت ..گواهینامه گرفتنت..داماد شدنت..

امان از دنیای مادری..

اصلا شاید خیال پرداز ترین و یا بهتر است بگوییم مجنون ترین موجودات روی زمین

هستند..

 طه جونم..

ممنونم که وقتی بابا نیست تو مرد من هستی..

 


کلمات کلیدی :
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by mtaha
This Template  By Theme-Designer.Com