دست نوشته های یک مادر
 
ن : محمد طه ت : ۱۳٩٢/۱۱/٩ ز : ۱:٥٦ ‎ب.ظ | +

هوای تهران امروز عالی ست..

انقدر قشنگ است که دلت میخواهد دست پسرک را بگیری و ببری پارک کنار خانه..

او هی نفس بکشد و  تو بخندی..

او هی تاپ بخورد و تو جانت شیرین شود از صدای خنده هایش..

اینجا که زندگی کنی واقعا نفس گاهی غنیمت میشود..

بی خیال..

امروز هوا خوب است ، آسمان آبی است، همه چیز آروم است اما..

من باید اداره باشم و درست مثل یک مرد  !!! تمام حواسم را بدهم به کارم..اصلا چه

معنی دارد یک خانوم شاغل از پنجره اتاقش آسمان را ببیند و آه بکشد!!!والا!!!

 

------------------------------------------------------------------------------------------

بیربط نوشت:

* این روزهایم با طه مزه های  عجیبی دارد!!

با هم پلیس بازی میکنیم..ماشین بازی میکینم ،حتی کُشتی هم میگیریم..

مزه هایی دارد که فقط یک مادر پسر دار میتواند درک کند و بس..

دنیایت را دوست دارم با همه غریبی که برایم دارد..

قول میدهم زود زود یاد بگیرم مثل تو جدی تفنگ بازی کنم طوری خودم را به مردن بزنم

که انگار واقعا چیزی شده درست مثل خودت..مثل تو ماشین بازی کردن را یاد

بگیرم..سخت نگیر پسرکم یک عمر هم بازی من عروسک و کاسه و بشقاب بوده ، حالا

هم در دنیای آدم بزرگها البته مشغول بازی با همین چیزها هستیم فقط کمی شکلش

فرق کرده..

 

 


کلمات کلیدی :مادرانه
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by mtaha
This Template  By Theme-Designer.Com