دست نوشته های یک مادر
 
ن : محمد طه ت : ۱۳٩٢/۱۱/۱٩ ز : ٤:٥٦ ‎ب.ظ | +

دیروز صبح بعد از دعای ندبه و قرآن خواندن مصطفی برای جمع تو هم پیشنهاد دادی که

بخوانی سوره کوچکی را که یادگرفته ای..

مقابل رحل قرآن نشستی و خیلی آرام و شمرده خواندی..

انا اعطیناک الکوثر..

همیشه صدایت پر باشد از کلام خدا..خیلی شیرین بود..بابا گفت از ذوق چشمانش پر از

اشک شده..

نوشتم که بدانی اولین بار کی در جمع قرآن خواندی..

راستی با خودم قرار گذاشته ام  اسکناس 5000 تومانی را که جایزه گرفتی از یکی از

بهترین بنده های خدا زودِزود منتقل کنم به جعبه مخصوص ات .جعبه ای که شاید 20

سال دیگر که پر باشد از خاطره های  ریز و درشت  زندگی تو را خوشحال کند...........


کلمات کلیدی :مادرانه
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by mtaha
This Template  By Theme-Designer.Com