دست نوشته های یک مادر
دومین عرفه
ن : محمد طه ت : ۱۳٩۱/۸/٦ ز : ۳:٠٠ ‎ب.ظ | +

امسال هم خدا توفیق داد و توانستیم برای دومین سال با محمد طه عزیز به دعای زیبای عرفه در حرم حضرت عبدالعظیم گوش دهیم..

پارسال که با دایی رفتیم خیلی کوچیک بود و از اول تا آخر دعا در کرییِر خواب بود اما امسال نه!

دوست داشتم با هم بریم تا اون هم بتونه چیزای خوب بشنوه..دوست ندارم به بهانه اینکه هنوز کوچولو هست و اذیت میکنه از این مراسمها دورش کنم ..شاهد این مدعا هم  2 بارحضور در نماز عید فطر  است که البته  چه دفعه اول که تنها 2 ماهه بود و چه امسال   آبرو داری هم کرد ..چشمک

قبل از اینکه بریم دعا براش کتاب سوتی خریدیم که مثلا باهاش سرگرم بشه که البته با تنها چیزی که خیلی مشغول نشد همین کتابِ بود..

متاسفانه نه من و نه بابا امین حق گریه هم نداشتیم چون آقا سریع و با حالت نگران سعی در حل مشکل ما  داشتند ..پس گریه هم تعطیل بود..

اما به لطف خدا عالیییییی بود..مخصوصا وقتی که میدید ما دستهامون رو بردیم بالا و اون هم دستهای کوچیکش رو به سمت آسمون بلند میکرد..

خدایا شکرت......

پی نوشت:

معذرت خواهی از دایی و همسر به دلیل ورجه وورجه های آقاماچ


کلمات کلیدی :مادرانه
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by mtaha
This Template  By Theme-Designer.Com