دست نوشته های یک مادر
قایم موشک
ن : محمد طه ت : ۱۳٩۱/٩/٢٦ ز : ٧:٤٢ ‎ق.ظ | +

دیروز نزدیکیای ساعت 5 رسیدم خونه..تو از خواب بیدار شدی.حسابی سرو حال بودی..اما من خسته بودم و حسابی بی حوصله..اینجور وقتا بهترین چیز بازی کردن با توِ که حالم رو جا میاره..و بهترین گزینه هم قایم موشک بازی!!!

اول تو چشم گذاشتی (این کار رو خوب یاد گرفته و جالبه که جِر زنی های بازی رو هم بلد شدی..)با اون دو تا چشم سیاهت زیر چشمی منو نگاه میکردی که کدوم سمت رفتم و بعد جستجوت شروع میشد ..مامان مامان کنان دنبالم میگردی و بعد که پیدا مییشم چنان ذوقی میکنی که انگار واقعا گم شده بودم..

حال نوبت من که چشم بگذارم بدون جر زنی..

محمد طه بیام؟ قایم شدی؟

و تو درحالی که دقیقا پشت سر من وایسادی بلند میگی آدددِِ!!!!!تعجب

و تمام تلاش دیشب من برای یاد دادن این قسمت بازی بی نتیجه بود چون وقتیکه با کمک مامان جون هم قایم شدی تا دنبالت گشتم و گفتم محمدطه؟ سریع گفتی بله و اومدی بیرون!!!!کلافه

پی نوشت:

محمدطه کدوم کانال کارتون میده؟

پوویا!!

و به این ترتیب مامان جون مو به مو برنامه های این شبکه مفرح را دنبال میکنند!نیشخند


کلمات کلیدی :مادرانه
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by mtaha
This Template  By Theme-Designer.Com