دست نوشته های یک مادر
 
ن : محمد طه ت : ۱۳٩٢/۳/۱ ز : ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ | +

به نام خدا

بعد از گذشت نزدیک به دوسال از مادر شدنم اولین دلمشغولی جدی ام را تجربه کردم..نگرانی هایی که حتی باعث شد تا صبح خواب درستی نداشته باشم..

محمدطه من در آستانه ورود به مرحله جدیدی از شکل گیری هویت

تا همین چند روز پیش بیشتر بعد اجتماعی بودن و خوب ارتباط برقرارکردنش با دیگران بود که خیالم را راحت میکرد از اینکه احتمالا به وقتش با محیط مهدکودک خوب کنار خواهد آمد و از این بابت مشکلی نخواهد بود..

بگذریم..

خدا رو شکر که با راهنمایی های دکتر امین زاده راه درست برخورد هم با طه و هم بااطرافیان  بهتر دستگیرم شد..

به خودم قول دادم که یه بخشی از حرفهاشون همیشه همیشه توی گوشم بمونه که هم خودم راحت تر باشم و هم پسرم...

کمال گرایی در مادری کردن ممنوع. ..

همه بچه ها باید بچگی کنند..

سخت گیری به خودمون و فرزندمون به خاطر یک سری باید ها و نبایدهای الکی ممنوع..

این روزها هرچی میگذره بیشتر می تونم مادرم رو بفهمم..روح مادربزگم شاد که همیشه میگفت: مادر دعا کنید بچه هاتون کوچیک بمونن که هرچی بزرگتر میشن فکر و خیال شما هم بیشتر............

پی نوشت :

*داستان داریم این روزها با محمدطه با مجموعه ماجراهای حبۀ انگول!!!! بیچاره شنگول و منگول باید سر از کجاها در بیارند تا آقا چشماش یه کمی گرم بشهخمیازه..بچه هم بچه های قدیم تا داستان میرسید به خرید رفتن مادر شنگول و منگول ما هفتا پادشاه رو هم خواب بودیم..خواب والاااااااااا...

*اسامی نامزدهای تایید صلاحیت شده اعلام شد..خدا بهمون توفیق بده بهترین رو انتخاب کنیم..

*اگر خدا توفیق بده  داریم میریم پابوسی شاه خراسان...حلال کنید..


کلمات کلیدی :مادرانه
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by mtaha
This Template  By Theme-Designer.Com