دست نوشته های یک مادر
2 سال تمام...
ن : محمد طه ت : ۱۳٩٢/۳/٢٩ ز : ٩:۳٩ ‎ق.ظ | +

درست یادمه که 2 سال پیش همین وقتها داشتم حاضر میشدم برای رفتن به مهمونی..

نمیدونستم شاید آخرین باری باشه که پیرهن حاملگی گشاد رو دارم تنم میکنم..یادمه پاهام خیک ورم شده بود و خودم یه توپ گرد کامل...

2 سال از با هم بودن ماگذشته ..

طه خوبم در تمام لحظات و روزهای سپری شده سعی کردم برایت خوب باشم اگر عالی نبودم بدان که تمام سعی ام را کرده ام...

سعی کردم  در کنار لحظه های شاد کودکی همپایت باشم..

ببخش تمام نبودنهایم را..

محمدطه عزیزم

لذت با تو بودن شیرینی زندگی را بریمان دو چندان کرده است و فقط خدا میداند که  چقدر شاکریم..

از تو و تواناییهایت  قدم به قدم   در این  2 سال نوشته ام ...

اما امروز برای خودم آروز میکنم..

آرزو میکنم لحظه لحظه های قد کشیدنت ، آهنگ شیرین حرف زدنت ،گریه کردنت..دلمشغولیهایم برایت و حتی دلخوشیهای کوچک کودکیت برای همیشه در ذهنم بماند...

صالح و عاقبت به خیر باشی گلکم...تولدت مبارککککککککککککککککککککهورا

 

**دقیقا یادمه که توی این عکس برای اولین بار بود که طه چشماش رو به روی من باز کرد..

و اولین خواب در منزل پدری.........


کلمات کلیدی :مادرانه
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by mtaha
This Template  By Theme-Designer.Com