دست نوشته های یک مادر
 
ن : محمد طه ت : ۱۳٩٢/٤/۱۱ ز : ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ | +

اداره..ساعت 11:45

با کلی انرژی گوشی رو برمیدارم و زنگ میزنم به طه که حالش رو بپرسم..

من:محمدطه سلام مامانی ....خوبی؟ چیکار میکنی پسرم؟نیشخندخندهقلب

محمد طه: سلام...هیچی ..گریه میکنم میگم مامانم رو میخواااااامممممگریه

و من:ناراحتنگران

انرژی مرخص تا فردا صبح..........................................................................


کلمات کلیدی :مادرانه
.:: نظرات () ::.


 

Powered By persianblog.ir Copyright © by mtaha
This Template  By Theme-Designer.Com