یک تجربه

شخصا هیچ وقت موافق دعوا کردن و جارو جنجال کردن بر سر بچه نبودم..

همیشه برام عجیب بوده که مثلا به خاطر یه لحظه بیشتر ایستادن پشت ویترین مغازه یه اساب بازی فروشی یه جارو جنجال عظیم رخ میداده!

محمد طه تقریبا داره شیطنتهای پسرونش رو نشون میده هرچند که به نظر خیلی از اطرافیان پسر آروم ،بی آزار و صبوریه..(ویژگیهایی که از پدر به پسر به ارث رسیده استچشمک)اما خوب گاهی اوقات یه شیطنتهایی  هم میکنه..

محکم میزنه به شیشه بوفه , تابلوهای عکس رو برمیداره و دور اتاق میچرخه، با کنترل هم سعی میکنه بزنه توی صفحه تلویزیون...

چیزی که میخواستم بگم اینه که در همه این موارد سریع برمیگرده و عکس العمل منو رصد میکنه.. ومن هم یا کلا خودم را بی تفاوت نشون میدم و یا تنها به یک اخم ساده بسنده میکنم..قهر

 عکس العمل اون جالب تره :هرجایی که باشه سریع خودشو به من میرسونه و میگه مامان  مامان...و خودش رو میچسبونه بهم...(یعنی نه خانی رفته و نه خانی اومده!!)

اما حیف که نمیتونم این روش رو مدام برای اطرافیان توضیح بدم که باباجان  لطفا تا طه یک کار اشتباهی کرد همگی با هم شلوغش نکنین ،هی نگین نکن نکن ،یا حتی بهش نخندین...عصبانی

  به خدا بعضی وقتا ساده ترین روشها بهترین جواب رو میدن..

پی نوشت:

این روزها وقتی خسته و کوفته از اداره میرسم خونه و میبینم محمدطه مرتب و منظم و حسابی شاد و پرانرژی می آد استقبالم فقط خدا را هزاربار شکر میکنم برای داشتن مادری که  ازطه من مثل چشمانش مراقبت میکنه و با دلسوزی تمام برای تربیتش وقت میگذاره...

سایه ات مستدام بهترین فرشته خدا...(مامان جون آقا طه)

/ 2 نظر / 17 بازدید
مرجان

باهات موافقم اما یک چیزی رو حواست باشه, بچه ها اگر حس کنن پدر مادر نسبت به همه کارهاشون همینجورین و دعوا(ی شوخیانه) و نهی تو کارشون نیست کم کم عادت میکنن که هرکار به معنای واقعی هر کاری که دلشون خواست رو بکنن و ابدا تحمل هیچ نه شنیدنی رو نخواهند داشت.

امین

من هم از مامان جون تشکر میکنم... خیلی زیاد... میدونم که سرو کله زدن با محمد طه از صبح تا عصر اصلا کار آسونی نیست... بابت همه چی ممنون...